✟bandit✟
فقط برای خودم می نویسم Ѻήしӌ ₣๏я ൬ӳ$ҿℓƒ
 
 

دادن نظرات مزخرف دلداری دادنای بی مورد تعجب کردنای الکی

فضولی کردن تو نحوه تفکرم برای عموم اکیداً ممنوع

کسی شما را به اینجا دعوت نکرده پس خواهشاً فضولی نکنید

اگه برای ارتباط با چن تا از دوستام نبود نظرات و غیر فعال میکردم

چون اینجا فقط یه دفتر خاطراته نه برای درد دل کردنه نه برای تبادل تفکراته

نظرات می تونه در مورد: سلام و احوال پرسی و خبر آپ بودن باشه

دوباره خواهش میکنم نظر بیخود ندین ممنون میشم

 



موضوع مطلب :

ارسال شده در تاریخ : ۱۳٩٩/۱٠/٢٤ :: ٩:٢٢ ‎ق.ظ :: توسط : فرزاد

دلم گرفته از تنهایی

تنهایی و سکوت بی معنی

و باز هم تنهایی

بی همزبونی

و تنهایی

وقتی کسی درکت نمی کنه



موضوع مطلب : دلتنگی های من

ارسال شده در تاریخ : ۱۳٩۱/٢/۱٩ :: ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ :: توسط : فرزاد

من خیلی خوشبختم خدایا شکر

من مادری دارم که کسی مث اونو نداره

دیشب بهم گفت

هر کی هر چی می خواید بگه

هر چی می خواد بشه

من ولت نمیکنم

من تا تهش باهاتام

مامان کاش بتونم زحمتاتو

لطفت رو

مهربونیتو

جبران کنم



موضوع مطلب : دلتنگی های من

ارسال شده در تاریخ : ۱۳٩۱/٢/۱٦ :: ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ :: توسط : فرزاد

میگم که دوست دارم چون این همه مدت بودی کنارم

الانم بازم هستی

و امید وارم موفق باشی

i love u



موضوع مطلب :

ارسال شده در تاریخ : ۱۳٩۱/٢/۱٤ :: ٧:۳۱ ‎ب.ظ :: توسط : فرزاد

خدای من حواست بهم هست مگه نه؟

می دونم کفر گفتم ولی درکم کن تو هم جای من بودی می گفتی

می خوام امیدوار باشم

کمکم کن

هنوز بهت ایمان ندارم

اگه کمکم کنی ایمان میارم

خواهش میکنم کمکم کن



موضوع مطلب : دلتنگی های من

ارسال شده در تاریخ : ۱۳٩۱/٢/۱۳ :: ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ :: توسط : فرزاد


ارسال شده در تاریخ : ۱۳٩۱/٢/۱۱ :: ۸:۳۱ ‎ق.ظ :: توسط : فرزاد

گفت: نمی دونی تو دلم چه  خبره-اگه صد بار هر روز بمیرم چیز عجیبی نیس

گفت و نمی دانست در دل من چه خبر است

من مادر زاد مرده به دنیا آمده ام



موضوع مطلب : دلتنگی های من

ارسال شده در تاریخ : ۱۳٩۱/٢/٧ :: ٥:٢٧ ‎ب.ظ :: توسط : فرزاد

هر چی بیشتر می دونم

هر چی بیشتر می فهمم

بیشتر امیدوارم می شم

بیشتر ناامید می شم

 



موضوع مطلب : دلتنگی های من

ارسال شده در تاریخ : ۱۳٩۱/٢/٢ :: ٢:۳٢ ‎ب.ظ :: توسط : فرزاد

چه قد راحت ما را فیلتر می کنند 

چه قدر راحت نادیده گرفته می شویم 

نمی دانند این بغض فیلتر پذیر نیست 

نمی دانند این درد با مسکن درمان نمی شود 

درد دارد تمام بدنم درد دارد 

درد روحم جسمم را دارد له می کند 

 



موضوع مطلب : دلتنگی های من

ارسال شده در تاریخ : ۱۳٩۱/٢/۱ :: ٥:۳٢ ‎ب.ظ :: توسط : فرزاد

به من بگو

فقط بگو چه جوری زندگی کنم

در حالی دارم دیوانه می شوم

به من بگو

احساسم را تا کی در درونم مدفون کنم؟

تا کی به همه حتی به خودم دورغ بگویم

تا کی قرار است مایه ی آبرو ریزی باشم؟

تا کی قرار است دیوانه گی را پس بزنم؟

تا کی قرار است مثل آدم های سالم رفتار کنم؟

چرا مرا نمی فهمی ؟

چرا نمی فهمی دیگر تحملش را ندارم

چرا نمی فهمی دارم خرد می شوم

دعاهایم به درگاهت هیچ بود

گریه هایم برایت مسخره بود

تو به من می خندیدی وقتی داشتم دست و پا می زدم و گریه میکردم

وقتی داشتم در گند ابی که تو افریدی مثل یک مرده زندگی میکردم

تو تنها می خندیدی

حالا داری با من چه می کنی

افسردگی را می خواهم افسردگی را دوست دارم

نمی توانی آن را از من بگیری

مگر می شود مثل من بود و افسرده نبود؟

تو خدا نیستی

تو دیوانه ای

تو وحشی ترین موجودی

از تو و کارهای احمقانه ات نفرت دارم

رهایم کن دیگر نمی خواهم زندگی کنم



موضوع مطلب : دلتنگی های من

ارسال شده در تاریخ : ۱۳٩۱/۱/۳۱ :: ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ :: توسط : فرزاد

کمکم کن 

کمکم کن واقعیت را نابود کنم

کمکم کن خودم شوم

کمکم کن دیگر تحملش را ندارم

من بی نهایت خسته و تنهایم 

مرا این گونه رهایم نکن

کمکم کن

می خواهم لذت را احساس کنم

می خواهم بفهمم دل بستگی به زندگی یعنی چه

تا کی منتظر مرگ بمانم ؟

حداقل کمکم کن بمیرم

آره اصلاً بی خیال زندگی

کمکم که راحت شوم

کمکم کن که بمیرم



موضوع مطلب : دلتنگی های من

ارسال شده در تاریخ : ۱۳٩۱/۱/٢۸ :: ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ :: توسط : فرزاد


ارسال شده در تاریخ : ۱۳٩۱/۱/٢٦ :: ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ :: توسط : فرزاد

من دیگه نمی تونم

.......

نمی خوام

این جوری زندگی کنم

شاید تنها راهم مرگه



موضوع مطلب : دلتنگی های من

ارسال شده در تاریخ : ۱۳٩۱/۱/٢٤ :: ٧:٢٦ ‎ب.ظ :: توسط : فرزاد

یه هو امیدوار میشم یه هو نا امید

نگو راستش را به من نگو

نگو که همین که در ایینه است منم

نگو دارم خودم را لوس میکنم

نگو این منم

مرا از بین نبر

این قد تنهایم نگذار

خودم را از خودم نگیر

دیگر هیچ امیدی نیست

بگذار در مرگ غرق شوم

بگذار برم

این قدر غمگین نباش

این دنیا عذاب است برایم

مرگ را از من نگیر

به حرفهایم گوش نکن

حرفهای جالبی نیستن

مرا نادیده بگیر

مرا فراموش کن

دوستم نداشته باش

از من متنفر باش

مثل خودم که از خودم متنفرم

بگذار بمیرم

خواهش میکنم



موضوع مطلب : دلتنگی های من

ارسال شده در تاریخ : ۱۳٩۱/۱/٢۱ :: ۳:٥٩ ‎ب.ظ :: توسط : فرزاد

حس بدبختی حس له شدن زیر آوار دنیای خراب شده ام

حس بده

پر دردی

و

بی دردی



موضوع مطلب : دلتنگی های من

ارسال شده در تاریخ : ۱۳٩۱/۱/۱۸ :: ٩:۳٢ ‎ب.ظ :: توسط : فرزاد
درباره وبلاگ
فرزاد
به نام خدایی که می داند بنده اویم حال آنکه من فراموش کرده ام او خدای من است... به نام خدایی که بی نیاز از من است و مرا به سوی خویش می خواند حال آنکه من محتاج اویم و هرگز صدایش نمی کنم... به نام خدایی که نخوانده اجابتم می کند حال آنکه او بارها مرا خوانده و دعوتش را بی پاسخ گذاشته ام... به نام خدایی که با من آنچنان از سر عشق است که گویا جز من بنده ای ندارد حال آنکه من با او آنچنان از سر قهرم که گویا هزاران خدا جز او می شناسم... به نام خدایی که مرا با تمام حقارتم بزرگ می دارد حال آنکه من لجوجانه چشمانم را بر عظمتش بسته ام و چیزی نمی بینم... به نام خدایی که در همه وقت یار من است حال آنکه من تا گره از کارم گشوده می شود دیگر فراموشش میکنم...

صفحات وبلاگ
نويسندگان
پيوندها